الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
99
الغدير ( فارسي )
آنكه پيامبر برگزيده سفارشهايش را با او كرد مهرورزى من با وى برابر است با دست يافتن به رسائى خويش ( 1 ) پس از مرگ كه زنده شوم توشهء من است و - هنگام بازگشت به جهان - پناهگاهم پيروىام از كيش خود با دستيارى او رسائى مىيابد ( 2 ) و سخنم را با ياد او به انجام مىرسانم . و از سرودههاى او در ستايش فرمانرواى گروندگان - درود خدا بر وى - اينها است كه مىگويد : ‹ 7 › « با نامهاى نيكوى تو دل را خوشبوى مىگردانم و كى ؟ همانگاه كه نسيم آنها از پاك آستان بزرگىها وزيدن گيرد . اگر جانم دردمند شود تو پزشك آنى و اگر بهرههاى دلپسند را از دست بدهد تو به آن نيكى مىكنى خرسندم روز رستاخيز را هراسان و به گونه اى ديدار كنم كه خون پيكار كنندگان با تو بر گردن من باشد ( اى پدر حسن ! اگر مهر تو مرا به دوزخ ببرد بازهم آن دوزخ - نزد من - رستگارى است - با اين همه - آن كه باور دارد تو سرپرست اويى - و بخش كنندهء بهشت و دوزخ - چه باكى از آتش دارد ؟ ) ( 3 )
--> ( 1 ) ن - در نسخه اى ديگر : به راستى مهرورزى من با على مرتضى به رسائى خويش دست يافتن است . ( 2 ) بنگريد به سورهء 5 آيهء 3 و به پارسى شدهء غدير ج 2 ص 115 تا 126 ( 3 ) اين دو بيت را كه ميان ( ) نهادم از برسى نيست زيرا - به گفتهء محسن امين و قاضى شهيد - ابو الفتوح رازى كه چندين سده پيش از برسى مىزيسته در نوشتههاى خود آن را آورده و از صاحب پسر عباد دستور نامى بويهيان دانسته است ( نيز بنگريد به « هدية العباد ارمغان بندگان » از شيخ عباسعلى اديب - ص 59 ) البته نمىتوان گفت كه شايد برسى سخن صاحب را در ميان سروده هايش گنجانده و - به گفتهء سخنوران - هنر تضمين را به كار برده باشد زيرا - باز به گزارش امين و قاضى - بيت پيش از آن را نيز على اربلى - در گذشته در سدهء 7 - در نگارش خود ياد كرده و آن را از متنبى - سخنور بزرگ تازى دانسته چنانچه عبد الجليل رازى نيز در سدهء 6 دو بيت را آورده و از متنبى شمرده و بر اين بنياد به هيچ روى از برسى - در گذشته در سدهء 9 - نتواند بود .